
گزارش(1356) نخستین فیلم بلند سینمایی عباس کیارستمی است.مدتها بود که عطش دیدن این فیلم را داشتم که به تعبیرخودم غیر کیارستمی ترین فیلم کیارستمی است. و بالاخره چند هفته ایست که این رویا محقق شده است هر چند در شرایط نه چندان مساعد و با کیفیت تقریبا پایین اما باز هم جای شکرش باقیست. کیارستمی فیلم گزارش را در شرایطی ساخت که نمی خواست قربانی نیازهای تجاری تهیه کنندگان سینما ی ایران شود. از روزهایی که فیلم نیمه بلند مسافر(1353) را ساخته بود با این پرسش مواجه بود که تحت چه شرایطی درسینمای حرفه ای به ساختن فیلم سینمایی بپردازد؟ پاسخ او این بود که فیلم سازی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فوق العاده رضایت بخش است و تهیه کننده او فقط در لحظه ای برای دیدن فیلم پیش قدم می شود که جلسه نمایش عمومی فیلم در پیش باشد و در تمام طول کار هیچ دخالتی در کار او نمی کند.
و اما گزارش: ناتوانی فرد انسانی در مقابل اجتماع موضوع اصلی فیلم گزارش است. اجتماعی که شخصیت اصلی فیلم در آن زندگی کرده و مسایلش را می داند و گامهایش را برای بهبود وضع خود برداشته اما نتوانسته است متناسب با شرایط درونی خود عمل کند.
محمد فیروز کوهی(با بازی کوروش افشار زاده) ممیز مالیاتی وزارت دارایی در اداره متهم به گرفتن رشوه و حکم تعلیق او صادر می شود. در خانه نیز با صاحب خانه و همسرش اعظم( با بازی خوب شهره آغداشلو)درگیری و مرافعه دارد. محمد پس از دعوای خانوادگی همسرش را که قصد ترک خانه را دارد کتک می زند و با دختر خردسالش خانه را ترک می کند. وقتی که به منزل باز می گردد اعظم را در حالی که با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرده بیهوش می یابد.محمد همسرش را به بیمارستان می برد و شب را نزد او به صبح می رساند و پس از اطمینان از سلامتی او با خستگی و تردید بیمارستان را ترک می کند...
آدمی مثل محمد فیروز کوهی استعداد هماهنگ کردن خود را با شرایط ندارد یا اصلا کوشش نمی کند که خود را با شرایط تطبیق دهد و بهمین دلیل خسته و پرخاش جو است.او کسی است که مثل دوست و همکارش مصطفی اسدی متملق و پشت هم انداز نیست و به تعبیر کیارستمی آدمی است منطقی. او هیچ وقت پشت میزش نمی نشیند جز آن موقع که از او خواسته اند ننشیند و اداره را به این دلیل ترک می کند که فردی او را به رشوه خواری متهم کرده است. محمد آدمی واقعی از قشر متوسط جامعه شهری است که مرتب از این ور به آن ور تلو تلو می خورد و هیچ اقدامی نمی کند یا قادر نیست به اقدامی برای بهبود وضع خود دست بزند. کیارستمی هیچ کدام از آدم های فیلمش را متهم یا محکوم نمی کند بلکه فقط آنها را در شرایط طبیعی و بحرانی نشان می دهد که توان برخورد منطقی از آنها سلب شده است. به اعتقاد من بهترین نام ممکن برای این فیلم انتخاب شده است. گزارش در واقع گزارشی از یک زندگی کارمندی است.مردی که می خواهد خوب باشد اما نمی تواند یا بهتر است بگویم بلد نیست که خوب باشد. کیارستمی در مورد فیلم می گوید: به نظر من در شرایط حاضر بزرگترین دشمن مرد زن اوست و بزرگترین دشمن زن شوهر اوست. چون آنها سعی می کنند تمام عقده ها ی خود را سر یکدیگر خالی کنند واین عقده گشایی نباید با محبت زن و مرد اشتباه شود.
تاکید کیارستمی بر این است که او آدمهای فیلمش را نمی سازد و برای آنها شخصیتی نمی آفریند بلکه آنها نمونه آدمهایی هستند که در جامعه ی دور و بر او زندگی می کنند و با دقت و مراقبت آنها را زیر نظر می گیرد تا بتواند نحوه رفتارشان را ثبت کند. او بازیگر را متناسب با خصوصیات اخلاقی و روانی شخصیت های فیلمش انتخاب می کند و اگر لازم باشد خصوصیات فردی آدم فیلم را متناسب با خلق و خو و رفتار و سکنات بازیگر تغییر می دهد. تمام کوشش کیارستمی بر این است که از آنها آدمهای واقعی بسازد یا از آدمهای واقعی استفاده کند.

به رغم واقع گرایی و رئالیسم بی چون و چرای کیارستمی در گزارش او می گوید که فیلم نامه را به تفصیل با ذکر جزئیات و مرتب و با دقت نوشته است و هیچ جزئی سر صحنه فیلمبرداری به فیلم نامه اضافه نشده است. کیارستمی قصه را از کسی یا اثری اقتباس نکرده است بلکه مجموعه تجربیاتی است که در زندگی خودش از سر گذرانده و در اطرافش در زندگی دوستانش دیده است. مثل کارمندی که از اداره اخراجش کرده اند یا مهندسی که در اغذیه فروشی پیپ می کشد و از آرزوهایش می گوید. کیارستمی می گوید: با هر کسی حرف می زدی می دیدی این گرفتاریها را دارد و پس از نمایش فیلم هر کسی را می دیدم می گفت که این عجیب عین زندگی من است.
یکی از موثر ترین وبهترین فصل های گزارش دعوای زن و شوهر است. بازی ها- خشونت صدا و گفتگوها- صدابرداری سر صحنه- ترکیب بندی تصویر- سکون و حرکت دوربین- نورپردازی رنگ قهوه ای متمایل به تیره و حضور کودک خردسال در میانه مرافعه به انتقال حس مورد نظر فیلمساز کمک کرده است.
نکته ی ظریف و در عین حال مهم فیلم پایان آن است. رفتن مرد از درب شیشه ای بیمارستان و خروج از قاب او و بدنبال آن نمایی از قاب شیشه ای در که گویا از نگاه زن می بینیمش بیشتر از هر چیزبرای من یاد آور نمای آخر حرفه : خبرنگار آنتونیونی است.البته به رغم شباهت هر دو پلان حس های متفاوتی را القا می کنند.در گزارش یک جور حس آرامش آمیخته با یاس ونا امیدی و در حرفه : خبرنگار القاگر حس تشویش است.
کیارستمی هیچ گاه از پایان های بسته و به اصطلاح شیر فهم کردن تماشاگر استفاده نمی کند (بخصوص در گزارش) و همیشه انگار گره نخ را شل می بندد تا ذهن تماشاگر جستجو گر را به چالش بکشد. همانطور که می گوید:سینما از نظر من از لحظه ای که صندلی را ترک می کنی باید شروع شود.
سالها پیش وقتی نام کیارستمی می آمد ناخودآگاه اخمهایم در هم می رفت و با قاطعیت می گفتم اصلا از سینمایش خوشم نمی آید و بی پرده طرفداری از کیارستمی را یک جور فیگور روشنفکرانه می دانستم.اما حالا پس از گذشت چند سال و شناخت بیشتر او می بینم که کیارستمی گذشته از سینمای مهربان و صادقانه اش شریف ترین و مخلص ترین کارگردان حال حاضر سینمای ایران است.حتی اگرهیچ یک از اینها هم نباشد حداقل به مخاطبش دروغ نمی گوید.

پ ن : ضمن تبریک دیر هنگام سال نو به دوستان عزیز چند هفته ای است که وبلاگمان به لیست قربانیان فیلترینگ اضافه شده بود.با اینکه دل شکسته و ناراحت هستیم اما نا امید نیستیم احتمالا تا چند روز آینده می توانیم بر این هیولای زشت پیروز شویم.آمین!
مینا