سفر های ادیسه وار ، عشق های افلاطونی ، انتظار ، قهر ، نفرت ، دوستی همه و همه رویاهایی است که توی یک سالن تیره وقتی روی یک صندلی نشستی دیده می شوند . رویاهایی که زندگی پر حسرت را اندکی زیبا می کند. این زیبایی وادارت می کند که دوستش داشته باشی .
زندگی ساز تکرارش را می زند ؛ بهار تابستان پاییز زمستان بهار ... یکی از همین روزها دوستم و من تصمیم گرفتیم به فکر پرداختن به رویا هایمان باشیم و به خاطر یک عشق مشترک این وبلاگ دو نفره را تشکیل دادیم با اینکه بین ما کیلومتر ها فاصله ست و هر کدام در یک شهر...
شاید می خواستیم به خود ما ثابت بشه که فاصله ها چیزی از عشق آدما کم نمی کنه شاید برای اینکه متقاعد شویم که زنده هستیم و خواستیم از رویا شروع کنیم مهم هم نیست به کابوس برسه مهم رفتنه ... برای انتخاب عنوان یک لیست بلند از فیلم هایی که دوست داشتیم تهیه کردیم ، و ازبین همه ی آن ها این یکی را انتخاب کردیم .
در های خروجی را ببندید !... 1...2...3...action .
ساسا