جمله معشوق است و عاشق پرده ای زنده معشوق است و عاشق مرده ای (مثنوی معنوی دفتر اول ) پسر جوانی به اسم دومیک که کارمند پست است با استفاده از یک تلسکوب آپارتمان روبرویشان که زن تنهایی در آن زندگی می کند را زیر نظر گرفته و هر شب سر ساعت معین او را نگاه می کند ... از ابتدا معلوم است با یکی از همان فیلم های کیشلوفسکی طرفیم که تا آخر مجذوبت می کندفیلمی که بیانیه ی اودر باره عشق است ؛و همانطور که در عنوان می بینیم فیلمی کوتاه در مورد عشق . نکته ایی که در همه آثار کیشلوفسکی مشهود است ؛گرایش به نوعی بینش عارفانه فارغ از مادی گرایی است ، که بر روابط پیچیده ی آدمها و موقعیت های روایتی سایه می اندازد ...در این فیلم هم عشق ، فارغ از مادی گرایی به نحو زیبا و خیال انگیزی به چشم می خورد .چهره آرام و معصومانه دومیک 19 ساله بیننده را مجاب می کند که بپذیرد ؛ عشق او چیزی فراتر از روابط جنسی است ... جایی در فیلم که به نظر من اصل و خلاصه ی تمام رساله ی کوتاه کیشلوفسکی در باره عشق است ، زن از حرکات پسر متعجب شده و از او می پرسد که علت این علاقه داشتن تمایل به رابطه جنسی با او است ؟جواب می دهد " نه " و وقتی زن از می پرسد: پس از من چه می خواهی می گوید : هیچ ! و این تمام حرف فیلمساز است ، جایی که عشق با خودش شناخته می شود و منوط به آثارو نتایج اش نیست .. در برابر عشق او هیچ کدام از آنها جلوه ی خاصی نداشت ...این یقین ،احترام بیننده را بر می انگیزد. حذف عناصر اضافی ،فیلم را به داستانی عمیقا عاشقانه تبدیل کرده و آن را بدون هیچ شاخ و برگی به رخ می کشد .حتی مارتین تنها دوست دومیک، که او در آپارتمانش زندگی می کند تنها یک اسم است . کیشلوفسکی ترین قسمت فیلم جابه جایی عاشق و معشوق است ...جایی که دومیک دست به خود کشی زده و همزمان زاویه دوربین عوض می شود ...بیننده هم مثل زن از سرنوشت او بی خبر است و این بی خبری، اضطراب و انتظار زن را به بیننده منتقل می کند . انگارقرار است ما پشت آن تلسکوب بنشینیم و حالا با گردش جهت دوربین خانه پسر را زیر نظر داریم !...به اعتقاد کیشلوفسکی معنایی غایب و جود دارد که در و جود انسان ها پنهان شده است و تنها فرصتی برای دیدن می خواهد . |
Link ||| کلیک خورده در سه شنبه 18 مهر1385ساعت 23:36 _
سناریست مینا و ساسا
|
|
|
