وقتي كه تصميم گرفتم در مورد يكي از بازيگران ايراني بنويسم هر چه خاطرات سينمايي ام را مرور كردم و فيلمهاي ايراني شاخص را به ياد آوردم ديدم سهم يك نفر بيش از ديگران است و او كسي نبود جزاسطوره ي سينماي ايران؛ Behrouz Vosooghi. بهروز با نام واقعي خليل در اسفند ماه 1316 در شهر خوي متولد شد. پس از گرفتن ديپلم ابتدا قصد داشت مهندس نفت شود اما خون بازيگري از همان دوران مدرسه در رگهايش جاري بود. در خاطراتش گفته كه يكبار زماني كه تئاتري در مدرسه اجرا مي كرد ديالوگي را سهواً اشتباه ادا كرده بود و تماشاگران به خاطر آن به او خنديده بودند. بهروز خيلي ناراحت شده بود و با خود عهد كرده بود : يه روز ميرسه كه اين مردمي كه بهم خنديدن از بازي من گريه شون بگيره. و براستي هم به عهد خود وفادار بود .چه كسي مي تواند قسم بخورد كه سكانس التماس كردن سيد به اصغر هروئين فروش در گوزنها او را تحت تاثير قرار نداده است. او در ابتدا به راديو روي آورد و در حرفه ي دوبله بجاي بازيگران زيادي از جمله : جيمز ميسون ٬دين مارتين٬ الي والاك٬ ادوارد جي رابينسون٬ لويي آرمسترانگ٬ سيدني پوآتيه و ... صحبت كرد. اما پدرش با كار او در عرصه ي هنر بشدت مخالف بود و حتي يكبار كه صداي بهروز را از راديو شنيده بود٬ او قضيه را انكار كرده بود و آنرا فقط تشابه صدا عنوان كرده بود. مشابه اين ماجرا در سينما هم روي داده بود زمانيكه بهروز اولين نقش سينمايي اش را در فيلم طوفان در شهر ما (1337)ساخته ي ساموئل خاچيكيان بازي كرده بود و سر در سينما تصوير او را كشيده بودند ٬بهروز باز هم موضوع را تشابه چهره و اسم عنوان كرده بود و خلاصه سر و ته ماجرا را بهم آورده بود. او اولين نقش نخست را در فيلم صد كيلو داماد (1340)ساخته ي عباس شباويز بازي كرد كه فيلم مهمي نبود.بطور كلي كارنامه ي سينمايي بهروز را مي توان به دو دوره تقسيم كرد: دوره قبل از قيصر و دوره بعد از قيصر.بهروز قبل از قيصر در 25 فيلم سينمايي بازي كرد كه اغلبشان فيلمهاي متوسطي بودند از جمله : خداحافظ تهران (1345) ٬زني بنام شراب(1346)٬وسوسه شيطان(1346) ٬بيگانه بيا(1347)و ...وثوقي در اين فيلمها بازيگر بي ادعايي بود و جنس بازي اش و نوع فيلمها تفاوت چنداني با فيلمهاي ابتداي دهه 40 نداشتند .در ابتداي اين دهه ستاره ي پولساز اغلب فيلمها مرحوم محمد علي فردين بود و بيشتر فيلمهاي گنج قاروني او به مذاق مردم خوش مي آمد. او هنوز كشف نشده بود و در فيلمهايي ظاهر مي شد كه شايستگي او را نداشتند.تا اينكه قيصر از راه رسيد ...فيلمي به غايت متفاوت از فيلمهاي گذشته سينما . كيميايي با ساخت قيصر موج جديدي را راه انداخت كه به تم قيصري معروف شد و كارگردانان زيادي را پس از آن تحت تاثير قرار داد از جمله ناصر تقوايي ( با ساختن صادق كرده) و مرحوم فريدون گله(با ساختن كافر و دشنه) و...قيصر فيلم سياهي بود و براي زمان خودش سبك جديدي از فيلم سازي را ارائه مي داد.هر چند كه خيلي ها الان مي گويند كه قيصر هم نوعي فيلمفارسي است .اما بر فرض درست بودن اين فرضيه هيچ كارگرداني نتوانست در آن زمان با مولفه هاي فيلمفارسي فيلمي خلق كند كه ارتباط وسيعي با مخاطبين برقرار كند و با نشان دادن چاقو كشي و انتقام و خونخواهي صندلي هاي سينما ها را تسخير نمايد. در قيصر از عشق و رقاصه و جاهل با معرفت و زن بدنام خبري نبود هر چه بود مردانگي و غيرت بود . هر چند سكانس رقص شهرزاد در كافه به نظرم برازنده ي فيلم نيست اما طبق گفته ي كيميايي آن سكانس به اصرار تهيه كننده(عباس شباويز) كه اميدي به بازگشت سرمايه اش نداشته به فيلم وصله شده است. فروش سه ميليون توماني فيلم قيصر در سال 48 و تاثيري كه روي جامعه ي خود گذاشت باعث شد تا او به ستاره ازلي سينماي ايران تبديل شود. هنوز پلان هاي درشت پاشنه كشيدن هاي قيصر براي نشان دان عزم راسخش در انتقام گيري و كشتن برادران آب منگل ديدن دارد. تك گويي قيصر كه با هيجان و لحني دردناك رو به خان دايي و مادرش ادا مي شود به اعتقاد من برترين سكانس فيلم است: قيصر : حرف مردونگي رو نزن كه هيچ خوشم نمي آد... كي واسه من قد يه نخود مردونگي كرد كه من واسه ش يه خروار رو كنم ؟ اين دنيا واسه من هميشه كلك بوده و نامردي... او بعد از قيصر به بازيگر ثابت فيلمهاي كيميايي تبديل مي شود و اين دو شش فيلم ديگر با هم كار مي كنند كه اين روند تا فيلم گوزنها ادامه مي يابد اما پس از آن اختلافاتي بينشان در مي گيرد و كيميايي از آن پس بازيگري همانند بهروز را نمي يابد كه تا اين اندازه با فيلمهايش مچ باشد . گوزنها دومين و آخرين شاهكار كارگردانش تا به امروز بوده و به نظر من بخش اعظم اين موفقيت را مديون بازي بي نظير بهروز است كه بر كليت فيلم سايه انداخته است و گوزنهايي بدون او نمي توان متصور شد. و به نظر مي رسد كيميايي پس از گوزنها براي هميشه تمام شده است. وثوقي در دو شاهكار از مرحوم علي حاتمي هم به ايفاي نقش پرداخته است. اول طوقي (1349) كه فيلم بسيار موفقي شد هر چند مايه هايي از قيصر بهمراه داشت اما فيلم تاثير گذار و دلنشيني بود و دوم هم نقش مجيد دوكله پسر حبيب ظروف چي رادر فيلم عرفاني سوته دلان(1356)بازي كرد كه برايش زحمت زيادي كشيد و گريم سختي را تحمل كرد. طي اين 20 سال بازيگري وثوقي نقشهاي متفاوتي را بازي كرد و طبق گفته ي جمال اميد در فرهنگ سينماي ايران از 57 فيلمي كه در ايران بازي كرد حداقل 17 تاي آنها جز آثار برتر و برگزيده ي سينما بودند . از جمله ي آنها پيرمرد عاشق داش آكل(1350) ابي در كندو(1354) زائر محمد در تنگسير (1352) عباس چاخان در دشنه(1351) صالح در خاك (1352) آهنگر در گرگ بيزار (1352) نقاش در نفرين (1352) و سرآمد همه ي نقش آفريني هايش هم سيد در گوزنها(1354). و در آخرين فيلمش هم به نقش نبي بازي مي كند كه كارگر شيشه بري است كه از بيماري صرع رنج مي برد و يكي از دشوارترين بازيهايش را در آن ارائه كرده است. بهروز پس ار نفس بريده (ساخته ي سيروس الوند) براي بازي در فيلمي محصول مشترك ايران و آمريكا راهي اين كشور مي شود و همزمان در ايران هم اوضاع بهم مي خورد و متاسفانه انقلاب مي شود . بهروز مي خواهد برگردد كه مادرش به او پيغام مي دهد : فعلن بهتر است برنگردي... و اين فعلن تا به امروز كه چشم ايرانيان و عاشقان سينما به بازگشت اوست ادامه يافته است. جايي خواندم كه گفته بود : فقط يك آرزو دارم يك فيلم در ايران باز ي كنم و بعد بميرم...واقعا نمي دانم كدام حكومتي با هنرمندانش چنين رفتار نا عادلانه اي را مي كند؟؟!!! خاطره اي از او :چند سال پيش مصاحبه اي از او در صداي آمريكا شنيدم . زماني بود كه مادرش تازه فوت كرده بود. بهروز گفت : يكبار مادرش از يك پوستر فروش پوستر او را مي خواهد و فروشنده با نگاهي به سن و سالش مي گويد: مادر شما ديگه چرا؟ و مادر بهروز به گريه مي افتد: آخه اين پسرمه.. بهروز در آمريكا هم چند فيلم سينمايي بازي كرد هر چند كه هيچ وقت نتوانست به جايگاهش در سينماي ايران دست يابد. از جمله اين فيلم ها مي توان به : گربه در قفس(1357)٬ دفينه (1359) ٬گروگان (1362 )٬چشمهايش (1365)٬ تهديد (1369)٬ وحشت در بورلي هيلز (1369) و ... اشاره كرد. جوايزي كه او براي نقش آفريني هايش دريافت كرد عبارت بودند از : بهترين بازيگر نقش اول مرد براي فيلم قيصر از دومين جشنواره سپاس 1349 پلاك طلا براي فيلم قيصر از جشنواره فيلمهاي ايراني 1349 بهترين بازيگر مرد براي فيلم رضا موتوري از جشنواره سپاس 1350 بهترين بازيگر مرد براي فيلم تنگسير ار جشنواره دهلي نو 1351 بهترين بازيگر مرد براي فيلم داش آكل از مجله هنري شوروي 1351 ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد براي فيلم داش آكل از جشنواره تاشكند 1351 بهترين بازيگر مرد براي فيلم گوزنها از جشنواره فيلم تهران 1354 به اميد روزي كه او را بار ديگر بر پرده ي سينماهاي ايران ببينيم و ياد و خاطرش برايمان نوستالوژي باقي نماند... |
Link ||| کلیک خورده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 18:40 _
سناریست مینا و ساسا
|
|
|

